واژگان بخش کشاورزی

واژه  آوانگاري  توضيح واژه 
آبولاو âbvelāv اولين زميني كه آبياري مي شود.
آخرجو āxarju آبي كه در جوي رو به اتمام باشد.
آخرطا āxartā كسي كه در طاق آخر آب مي گيرد.
اربن arban  بستن آب 
اردهل ardehol  دو چوب كناري چون 
اسبار esbār شخم زدن با بيل 
اسبيه esbiye نوعي سيب قرمز رنگ 
اشكنه اي eškenei نوعي پيوند درخت 
امينه amina نوعي سيب 
اوريشه ovriša نام چشمه اي است 
اوسيا ovsiyā نام چشمه اي است 
اوكشته āvkošta مكاني كه آب زيادي در آن روي هم انباشته مي شود.
اوكلا ovkelā اولين باري كه زمين را آب مي دهند تا قبل از شخم زدن نرم شود.
اوگا āvgā مكان يا مزرعه اي كوچك كه با چشمه يا بركه اي كوچك مختصر كشت و كار شود.
اويار āvyār آبيار
باباجار bābājār كسي كه بعد از خرمنكوبي غلات را بادكشي يا پاك مي كند.
بابه bābe مقداري از خوشه غلات يا يونجه كه در زير بغل جا بگيرد.
بال Bāl  بيل 
بال اسباركره bāleesbārkae  بيل شخم زني 
بر bara تخته چوب يا ورق فلزي كه با آن جلو آب را مسدود مي كنند.
برقنات barqenāt مظهر قنات 
برقه barqa  نام قنات 
بلنداو bolandov مكاني است كه آبگير نيست .
بن تخم bontoxm  مقدار تخم يا بذري كه در كاشت زمين به كار مي برند
پابرميه pābarmiya سيب هايي كه در پاي درخت ريخته مي شوند.
پاك وكره pākvakare غربال كه با آن غلات را تمييز مي كنند.
پبابرازه pabâberâza نام منطقه اي است كه يك شبانه روز آب اين منطقه را مشروب مي كند
پچاوه pečāve اولين آبياري بعد از كاشت شبدر
پدزابرازه pedza barâze نام منطقه اي است كه يك شبانه روز آب اين منطقه را مشروب مي كند
پرس پرس peres - peres نام خرمنگاه 
پش بن حش peš ban heš  وسيله چوبي كه دو شونه را به هم متصل مي كند.
پكو paku پس كوه 
پلوب برين polobbarin  پلويي كه در روز درو با آن از افرادي كه به كمك آمده اند پذيرايي مي كنند.
پنجه panje  مدت زمان آبياري به مدت پنج روز
پوس کن puskan تيغه اي كماني شكل که با آن پوست درخت را مي كنند.
پيكو payku نوعي شيوه تقسيم محصول بين ارباب و رعيت (پنج كوت )
تاردر tārdar نام قنات و منطقه اي است 
تاقجه هرده tâqje herde نام منطقه اي است كه يك شبانه روز آب اين منطقه را مشروب مي كند
تاوه چون tāvačun  ورق هاي فلزي مدور چرخ خرمنكوب يا پره هاي چرخ 
تجرسو tojersov تاجر سيب 
تخته چون taxta čun صندلي چون 
ترشدن tar  آبياري شدن 
تور tavar ابزاري كه با آن بوته هاي صحرايي را از زمين مي كنند.
تيره حش tiraheš  تير چوبي كه به كنده خش وصل مي شود.
تيره موجه tire muje نوعي سيب 
جوال (تا) Javāl (ta) كيسه بافته شده از پنبه كه در آن غلات مي ريزند.
جورو juru لايروبي جوي آب 
چاجه čāje اولين چاه بعد از مظهر قنات كه عمق كمتري دارد.
چاشو čāšov چادري كه با آن علوفه را حمل مي كنند.
چرخ قنات čarxqanāt چرخي چوبي كه با آن مواد لايروبي شده را از چاه خارج مي كنند.
چم بن čamaban  چشم بند قاطر كه در موقع خرمنكوبي به چشم قاطر مي بندند.
چمه čama چشمه 
چوساره čusāre چوبي كه با آن غره ساره را مي بندند تا آب از آن خارج نشود
چوكلوزه پش čukoluzapeša چوبي كه با آن كلوزه ها را مي كوبند.
چون čun دستگاه خرمنكوبي .
چون سوار čunsevār كسي كه در موقع خرمنكوبي سوار چون مي شود.
چوندار čundār كسي كه دستگاه خرمنكوب را راه مي اندازد.
چويين پا čuyinpā تخته چوبي كه در موقع شخم به كف پا مي بندند
حريم چاه harimčâh دايره دورتادور چاه قنات كه با خاك ايجاد مي كنند.
حش heš  خيش 
خسيل xasil  جو نرسيده 
خنچ xonč نوعي كرم برگ خوره (آفت )
خوجه خر xojaxer نوعي سيب 
خوشه چين xušačin بچه ها و زناني كه در موقع درو، پشت سر دروگر خوشه جمع مي كنند
خوم xum  نارس 
داره گرده dāre gorda داس بزرگ 
داره و جوکجه dāre vojukja داس كوچك 
داريون dăryun نام قنات 
داشته dāšta دشت 
دالجان dāljān نام منطقه اي است كه يك شبانه روز آب اين منطقه را مشروب مي كند
داور dāvar سنگي كه در خرمنگاه، كشاورزان مكان خرمن خود را از يكديگر تفكيك مي كرده اند.
دجه deja  بعد از پاك كردن گندم ، آن را روي هم انباشته مي كنند كه به آن دجه مي گويند.
دربن darban  بازكش ـ شكاف ـ منظور شكافتن وار است .
دره dara  نام دشت 
دسگيره dasgira  دستگيره اي كه درموقع شخم،حش را به جلو هدايت مي كنند
دوبند چون dobandčun دوچون و يك جفت قاطر
دودس dodas  جدا ساختن سيب هاي كرم زده از سيب هاي سالم 
دول dul  سطل لاستيكي كه با آن گل و آب لايروبي شده را از چاه خارج مي كنند.
دولو dolu چوبي  كه يك سر آن دو شاخه دارد و با آن خوشه ها را از خرمن جدا کرده و جا به جا مي کنند.
رشن rašn  مدت زمان آبياري به مدت 24 شبانه روز
روشن rovšan  چهار شاخي است كه با آن خرمن را در مسير حركت قاطر مي ريزند يا خرمن را بادكش مي كنند
رووا ruvā چوب بلندي که بوسيله آن ميوه هاي شاخه هاي بلند را مي چينند.
روينگاه rovingā  خرمنگاه 
زين باله zinbâla  نوعي بيل 
سارده sārde نردبان مورد استفاده در باغداري كه در چند اندازه است .
ساره sāre استخر
ساره غره Sāraqerra منفذ يا دريچه استخر است كه آب از آن خارج مي شود و با چوب آن را مي بندند.
سالا Salā سبدي از جنس درخت بيد كه در آن سيب و ميوه هاي ديگر مي ريزند.
سايه خشك sāyexošk نام انگوري است كه در سايه به كشمش تبديل مي كنند
سرجه sereje  جام كوچك مسي مدرج كه با آن زمان آبياري را مي سنجيدند.
سرحش sarheš  تيغه گاوآهن 
سرطا sartā كسي كه در تاق اول آب مي گيرد.
سره sere  واحد زمان آبياري است كه معادل 11 و 12 دقيقه است .
سروونه برازه sorevuna baraze  نام منطقه اي است كه يك شبانه روز آب اين منطقه را مشروب مي كند
سو sov سيب 
سوره sure قرمز
سوزه savze نوعي سيب سبزرنگ 
سوفال sufāl نوعي پيوند درخت 
سينه بن sinaban  نوار يا گردن چرمي كه به گردن قاطر مي اندازند.
شاجو šāju جوي اصلي 
شفتر šaftar شبدر
شفتر بلنده bolande  نوعي شبدر
شفتر كوتاهه kutāhe نوعي شبدر
شك šak مرز تغيير مسير آب از دشت به باغستان 
شونه حش šunaheš  وسيلة چوبي كه كُنده را به تيره حش وصل مي كند.
شيريك او širikāv دو شخص كه در يك باغ شريك آب باشند.
طا واحد زمان آبياري معادل 12 ساعت 
طناب وانده tenābvānda طنابي كه در باربندي به كار مي برند.
عمله amala  كارگر
غرّه qerra  محل سد كردن آب ـ محل تقسيم آب 
غرّه qerra  سنگي استوانه اي شكل كه مانند هاونگ سوراخي در قطر آن ايجاد شده تا آب از آن عبوركند. اين سنگ را در تقسيم گاه اصلي آب در دهانة جوي قرار مي دهند تا باز و بسته كردن آن به راحتي انجام گيرد.
قاف سالا qāfsālā وسيله چوبي كه يك سر آن دوشاخه دارد و به دسته سالا آويخته شده است .
قراره qarāre  كيسه بافته شده از موي بز براي حمل كاه و برگ درخت 
قلمب qolomb  جمع كردن زمين هاي متفرقه و پراكنده در يك دشت 
كادونه kāduna انبار كاه 
كارد kārd كرت
كارمو kārmu كرم زدگي درختان 
كشته خون keštexun دشت و صحرا
كشور kešvar نام دشت 
کلا سپره kolāsapara ابزاري كه با آن سيب يا گلابي را از درخت مي چينند.
کل پنجه kalpanja ابزاري که در درو به مچ و کف دست مي بندند.
كلهروردبراز Kalahrurd berāza نام منطقه اي است كه يك شبانه روز آب اين منطقه را مشروب مي كند
كلو پشه kolupeša كلوخكوب 
كم فرحه kamferehe  غربالي که با آن خوشه هاي نيم كوبيده را از گندم جدا مي كنند.
كنگرسونه kangeressue  نام خرمنگاه 
كوزال kuzāl  خوشه هاي نيمه كوبيده غلات 
كول kaval حلقه هاي سفالي كه با آنها بدنة كانال قنات را مي پوشانند.
كول حوله kula hule نام منطقه اي است كه يك شبانه روز آب اين منطقه را مشروب مي كند
كوله خاره kula xāre نام منطقه اي است كه يك شبانه روز آب اين منطقه را مشروب مي كند
كوله نقاله kula naqāla نام منطقه اي است كه يك شبانه روز آب اين منطقه را مشروب مي كند
كوله يسمون kola yosmun نام منطقه اي است كه يك شبانه روز آب اين منطقه را مشروب مي كند
كومه kume  كانال قنات (مسير زيرزميني قنات ).
كونه حش kunaheš  كنده اي كه سرحش به آن متصل مي شود.
کي koy كدو
كيخره Koyxara  ابزاري كه با آن زمين را تسطيح مي كنند.
گردنا gerdenā چرخ خرمنكوب .
گرصلواتي gorsalvati  خوشه هايي از گندم كه به دور هم پيچيده مي شوند.
گلو golu آلو
گم gom  مكاني كه آب بر مكان پايين تر ريزش دارد.
گم گردو gerdu گم يوزباش ، گم 
گنم ganam  گندم 
گهوز gohuz گردو
گيريجه هرده girije herde نام منطقه اي است كه يك شبانه روز آب اين منطقه را مشروب مي كند
لاوله lāvla لول يا صندوق چوبي كه با آن ميوه حمل مي كنند.
لبني loboni نوعي سيب 
لته lata  قطعه زمين بزرگ 
ما درخت انگور
مادرچا mādarčā مادر چاه ـ چاه آخر قنات 
ماله māla  تخته اي كه به يك جفت الاغ مي بندند و بعد از شخم و كاشت زمين را تسطيح مي كنند.
مرق دوآب marqdoāb  نام چشمه اي است 
مشکوسر moškusar نوعي سيب 
مويز maviz كشمش 
ميراو mirāv فردي كه آب را تقسيم مي كند و بر آن نظارت دارد
ميراو mirāv كسي است كه بر تقسيم آب نظارت دارد.
مين آب mināb  دومين آب پس از كاشت يونجه 
ميون او miyunāv زمان  بين دو روز آبياري است .
ميزابلوري mizzāboluri نوعي سيب 
وار vār آب بندجو كه با خاك و گل بسته مي شود
وارجو vārju جوي كم عرض و كم عمق كه از شاجو منشعب مي شود
وازدنده vāzdanda تخته چوبي كه سطح آن داراي ميخ­هاي آهني است و با اين وسيله بذر را با خاك مخلوط مي كنند.
والنگي vālangi نوعي سيب 
واي رو vāyru باد روز
وبولته vabuletta  گردوهايي كه پوست آنها ترك به خود مي خورند.
وحه  vahe شاخه هاي پاي درخت 
وهابي vahhābi نوعي سيب 
هربرار herberār نام يك شبانه روز آبياري است 
هرده herde  پايين ـ محله پايين 
هرززدن harz - zadan تخمين زدن مقدار ميوه يك باغ 
هل لو hellav آلوهاي نارس را روي نايلون ريخته و پارچه اي روي آن مي كشند تا رسيده شوند.
هم او hamāv دو شخص كه در يك طاق يا شبانه روز آب مشترك باشند.
هينزا hinzā نام قنات و دشتي است 
يلدار yaldār كسي كه با چهار شاخ ؛ خوشه ها را در مسير حركت خرمنكوب مي ريزد
يوق yuq چوبي كه روي گردن يك جفت الاغ قرار مي دهند و حش را به آن مي بندند.

 

منبع : سازمان میراث فرهنگی و گردشگری

اضافه کردن نظر

قوانین ارسال نظر :
:: نظرات ارسالی جهت انتشار میبایست به زبان فارسی نوشته شده باشند.
:: از بکار بردن الفاظ نامناسب و یا توهین به شخص یا گروه خاص و پرداختن به موضوعات خارج از چارچوب سایت بپرهیزید.
:: جهت پاسخ به نظرات دیگران می توان از گزینه پاسخ در انتهای هر نظر استفاده نمود.
:: جهت ارسال عکس در نظرات خود میتوانید نشانی اینترنتی تصاویر خود را در قسمت "عکس" ارسال نمایید.
توضیح : تصاویر خود را با رزولیشن 640*480 در سایت www.picofile.com در قسمت "ارسال فایل" بارگذاری نمایید و در قسمت نظرات پایگاه با کلیک بر روی آیکون "عکس" لینک اینترنتی ارائه شده در قسمت قبل را وارد نمایید .

کد امنیتی
تازه سازی

عضویت در سامانه

با عضویت خود به خانواده "ابیانه من" بپیوندید.





.: پايگاه اطلاع رساني ابيانه :. پست الکترونیک : info@myabyaneh.ir سامانه پیامکی : 30007004000700
© کلیه حقوق این سایت متعلق به پايگاه اطلاع رساني ابيانه بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است